رهگذری از روستایی میگذشت به قبرستانی رسید و کمی تامل کرد. نگاهش بر سنگ قبری افتاد و از دیدن تاریخ تولد و وفات متوجه شد به کودکی خردسال تعلق دارد...خیلی متاثر شد ولی تاثرش آنجا بیشتر شد که با کمال تعجب دید همه سنگ قبرها اینگونه اند. در حالی که زار میگریست از پیرمردی که به نظر میامد متصدی آنجاست سوال کرد:
چه بر سر این ده آمده که اهالی آن به این خردسالی از دنیا رفته اند؟!
پیرمرد لبخندی زد و گفت:
در این ده رسم بر این است که فقط روزهای آرام و شاد عمر انسان محسوب میشود، اینها که میبینی کودک نیستند این عمر واقعی هر یک از آنهاست، (مدتی را که به آرامش و رضایت گذرانده اند) باقی را نامش زندگی نشاید.
با اقتباس از یک منبع آرژانتینی