۱۳۸۸ دی ۱۵, سه‌شنبه

امروز دیگر؟

صدایت میکنم

امروز صدایم گوش شنوا دارد

دلی نا آرام که در امواج صدایم آرام میگیرد

و تو امروز دگر صدایم را میشنوی

روزهای بی شمار...

فریادم غمگین تر از رفتن برمی گشت

بی آنکه بدانم صدای دل را

به گوش دل میخوانند نه بر در بسته

آن روزها...

از هر چه میساختم این دل را میشکست

تازه فهمیده ام

این دلِ پاره پاره نمیشکنَد

آن چه میشکست أستخوانهایم بود