هوس عشق افلاطونی بر سردارم!!
در دنیایی که دلهایش
بر هر چه پیکر تبدار میلرزد
و لرزشها چه کوتاهند
اینجا...
که سفرعشق از تن به تن است
دلها همیشه نا کامند
هوس... عشق است
تن... عشق است
حساب جاری و دارایی و
برگ و نوا عشق است
و اینان...
چه بد گم کرده اند
این پر بهای بی بهایی را
کز الطاف خداوند است و
چون کوران در بازار می گردند