ردّ پای دل ...
۱۳۸۶ بهمن ۱۶, سهشنبه
جبر - پاییز ۱۳۶۵
گَردون دوره گردون
بی من که بی ثمر نیست
گر بی بها ترینم
پس راز بودنم چیست؟
در این سرا چه هستم
آید چه کار ز دستم
غم خوار و غم گسارم
یا آنکه خود غم هستم؟
پروردگارِ عالم
با من بگو چه کردم
مادر به جبر زادم
خاک میبَرد ز یادم
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی